X
تبلیغات
کلبه درویش - آخرین پست ازمقاله یک دانشجو
 

باسلام

امیدوارم این دانشجوی عزیزنیزازطریقی به این وبلاک راهی جسته ونوشته خودرابخواندبنده یک کلمه دست نزدم امانت داری کردم وپایان نامه این عزیزناشناس همسایه رادردیددوستان گذاشتم ولی نادرویشی کردم که بی اجازه ایشان این کارکردم ودلیل ان ناشناختن این عزیزبود

توضیح کوچکی بدهم خدمت عزیزان کلبه درویش متعلق به همه عزیزان بیابانی است وازهیچ گروهی نیست این هم وبلاکی ایست بیابانی که شاید میخواهم خودخواهی خودرابااین وبلاک ارضاکنمولی یقین داشته باشیدازجاده معرفت پابیرون نگذاشته وبه تمام عزیزان احترام قایل هستم

ادمه مطلب قبل( پست سوم)وآخرین قسمت

 

ت):باغداری:در روستا باغداری وجود ندارد بلکه در هر خانواده ای انواع  درختان،نخل ،پرتقال،لیمو ترش،زیتون،محصول ،انبه،توت،واز این قبیل درختان میوه کاشت می شود که فقط برای مصرف خانوار است ودر  مواقع زیاد بودن محصول به همسایگان داده می شود.گاهی نیز انبه  را می فروشند.

ج):صنایع روستایی:شامل صنایع دستی مانند زری بافی،خوس دوزی ،گلابتون دوزی،سبد بافی ،پری دوزی،برقه دوزی،که برقه دوزی وزری بافی از پر در آمد ترین آنها هستند.سوند بافی هم وجود دارد که از برگ درخت خرما ساخته می شود ودر قدیم برای ساختن خانه ها مورد استفاده قرار می گرفت ودر حال حاضر بیشتر برای ساختن خانه گاو وگوسفند ها از سوند استفاده می کنند.

هـ)زیر بناها وارتباطات: فاصله روستای طاهروئیه با شهر حدودا 2 کیلومتر بیشتر نیست وکمبودهایی که در روستا وجود دارد بوسیله موتور سیکلت وماشین از مرکز شهر جبران می شود.در روستا مردم برای رفت  وآمد به سیریک وروستاهای دیگر علاوه بر موتور سیکلت با ارژانی دیگر رفت وآمد می کنند .خرید تمام وسایل ساختمانی کمبود مواد خوراکی انواع پوشاک وتمام وسایلی  که در زندگی روزمره مورد استفاده قرار می گیرد.از شهر سیریک وبازار شهرستان میناب تهیه می شود.راه های ارتباطی روستا از جاده اسفالته بر خوردار است وتلفن خانگی در روستای نوشهر طاهروئیه نیز وجود دارد.حدود 23 سالی می شود از نعمت برق برخوردار است.وآب ولوله کشی نیز در سراسر دهات روستا وجود دارد.

 

د):واحدهای بهره برداری:بهره برداری جمع آوری محصولات خرماست در روستا علاوه بر آن چیدن علوفه وجمع آوری آنها از زمینهای مذورعی یا به طوری است زمینی است ویا اینکه شرکت محصولی ،زمین از یک شخص وجمع آوری از فرد بی زمین بهره برداری به صورت 1/3 ویا نصف ،نصف است ولی در خدمات نظامهای ارباب ورعیتی بی زمینی زمین دار  ونسقبند وجود دارد. کار با گاو هنوز در روستا رونق دارد وبرای کار جوی آب نخلها از جفت گاو به کار گرفته می شود.ولی برای شخم زدن زمینها وکرت نخلها از تراکتور که با صرفه تر است استفاده می شود.

 

فصل چهارم

ساختار فرهنگی روستا:

 

زبان ولهجه ونژاد:زبان ولهجه روستایی وگویش محلی ونژاد

نژاد اغلب مردم این منطقه از نژاد بلوچ اند مکالمات آنها هنوزبه زبان بلوچی  می باشد وچند درصد دیگری که در روستاهای مرکزی مانند گروگ ومرکز بخش وغیره سکونت دارند با اندکی تفاوت به لهجه بندری صحبت می کنند به دلیل مسافرتهای مستمری که به کشورهای عربی حوزه خلیج  فارس دارند کلمات انگلیسی وعربی در مکالمات آنها مشاهده می شود .

قوم بلوچ شامل قبیله های مختلفی هستند.این قبایل به ترتیب اصل ونسب عبارتند از:طاهر زئی،رئیسی،میر،حوت،نافا،جت ،استا،تیه،(سیاه پوستان)و.....

 

طاهرزائی: که ازفرزندان ونوادگان فردی به نام طاهر هستند:طاهر مردی جنگجو ورئیس قبیله خود بوده واز نظر نژادی خود را بالاتر دیگران می دانسته واین طرز تفکر هنوز هم بین بازماندگان آنها وجود دارد که فعلا به خاطر سطح سواد همه قشرها و نژادها چندان هم حائز اهمیت نیست وفقط یک حساسیت قومی در بین خودشان وجود دارد با قبیله های دیگر وصلت می کنند .وفامیل اصلی آنهابرعکس نام طاهر بیشتر نیکخواه یزدان پناه افسری- می باشد و در رده های پائین تر ،فامیلی شان طاهری است ورئیسها از گروه طاهر زئی هستند.

 

میرها :از آن قبیله های دست بالا هستند که در دوران قبل از طاهرزئی حکومت می کردند که با روی کار آمدن طاهر دچار اختلافات قومی وقبیله ای می شوند وبعد هم جنگهای قبیله ای روی می دهد که میرها شکست می خوردند وریاست روستای طاهروئیه وروستاهای دیگر اطراف سیریک به دست طاهر زئی می افتد.

 

حوت:حوت یک قبیله رعیتی  است.

 

نافا:یا همان ماهیگیران  کسانی بوده اند که معیشت خود را از راه ماهیگری به شیوه های سنتی در زمانهای قدیم می گذراندند.

 

جت:یعنی شتر بانان آنهایی که در زمانها ی قدیم از راه شتربانی زندگی می کردند.

 

استا:صفتی است برای آهنگران  .

 

تیه:یعنی سیاه پوستانی که به عنوان برده از کشوری افریقایی برای فروش به ایران آورده شده اند که سفید پوستان قبیله های دیگر با این سیاه پوستان وگروه استا وصلت نمی کنند .وکلا سفید پوستان هر چند  به خاطر آب و هوای گرم وشرجی اکثرا سبزه هستند واز گروه نژادی طاهرزئی،حوت ،میر،نافا،،رئیسی،یا همان کد خدا هستند.استاها با سیاه پوستان مجعد مو وصلت نمی کنند.استاها اخیرا پیشرفت کرده اند وشغل آهنگری دست کشیده وبه طلا فروشی وکار در ادارات وجاههای دیگر مشغول هستند.

 

ظواهر زندگی :خوراک ،پوشاک،وسایل منزل ،نحوه ارایش ظاهری وقیافه نانپزی وگیوه کشی:

 

خوراک پوشاک ووسایل منزل مثل بقیه جاههاست.بیشتر به سطح درآمد هرکسی بستگی دارد.آرایش ظاهری وقیافه:در روستاها ارایش ظاهری وقیافه چندان مورد توجه نبوده ونیست کمتر کسی پیدا می شود که به آرایش ظاهری اهمیت بدهد.البته از کرمهای ضد افتاب وضد لک اکثرا  استفاده می کنند ولی از آرایشها زننده جنوب نیست. از نظر مردم  کار درستی نبوده ونیست ویک نوع کم ارزشی وجنبه سبک بودن شخص را نشان می دهد.

 

 

گذراندن اوقات فراغت:بازیها شب نشینها –بازیها

 

اوقات فراغت به نسبت سن وجنس فرق می کند بازیهای دوران قدیم .درا-دارکلا-هفت سنگ-گرگامشا-چم سرفکا لتنگا- پته آ-چم سرفکا-دارکلا لتنگا گراگامیشا بازیهایی هستند که از بین رفته اند.و دیگر کسی از این بازیها نمی کند بچه های این دوره از این بازهها بلد نیستند.هفت سنگا بازی دختران دوران ابتدائی است.پته آ بازی بزرگ  وکو چک است وشب نشینی جوانا ن ونوجوانان بازی پته آ است.ولی خوب با وجود تلوزیون فیلم-ویدئو-سی دی این بازی هم دارد رونق می افتد.امروزه دوره بازیهای کامپیوتری ،کتاب درس ومشق ،کنکور،مطالعات کتاب،روزنامه  ، مجله ، تماشای فیلم ،ماهواره ،وغیره...است.در روستا قهوه خانه وجود ندارد ،واین کار بیشتر در خانه ها ودورهم نشستن است. وقهوه ،چای می خوردند وقلیان می کشند،واین بیشتر نشانه صمیمیت ووابستگی به همدیگر در بین اهالی روستایی است ودر کارها به همدیگر کمک می کنند.

 

فرهنگ عامه:مراسم نامگذاری بچه،اعیاد مذهبی

مراسم تولد:نامگذاری بچه:بچه که به دنیا می آید اسم برایش انتخاب می کنندوهمسایه ها واقوام برای تبریک گفتن به مادرو خانواده بچه به خانه آنها می روند.ولی کادو بردن رسم نیست.افراد خانواده ای که بچه از آنها متولد شده افراد خانواده ای که صاحب فرزند شده اند برای پذیرایی از مهمانان یک نوع حلوا به نام بریجی که با داروهای محلی ودوشاب وآرد درست می کنند.یک نوع حلوا دیگر وجود دارد که با آرد تفت داده شده در روغن ودوشاب وزعفران وگلاب مخلوط کرده ودرست می کنند واز مهمانان پذیرایی می کنند در شب ششم که به آن شیشگان می گویند برای تولد پسر دو گوسفند وبرای دختر یک گوسفند قربانی می کنند اگر گوسفند گیر نیامد بز قربانی می کنند اسم این قربانی به زبان عربی (عقیقه)وبه زبان محلی همان شیشگان است در این مراسم موقعی که  قربانی ها را می کشند اسم بچه را ذکر کرده وبه نیت عقیقه حیوان را سر می برند.گوشت قربانی را درست می کنند ومردم روستا را دعوت می کنند وبه آنها شام می دهند این تنها مراسم تولد بچه است ودیگر جشن تولد سال به سال وجود ندارد.

اعیاد مذهبی:

در مذهب اهل تسنن اعیاد مذهبی یکی ،عید سعید فطر است ودیگری عید قربان ،در این روزها مراسم بخصوصی برگزاری می شود درهمه خانه ها ی روستا سفره عید پهن می کنندوانواع واقسام خوردنی ها من جمله آجیل ،سوهان،شربت،وانواع واقسام شرینی ها ،میوه،کارامل ،کیک،...وخیلی چیزهای دیگر سر سفره می گذارند وآقایان به مسجدمی رودند ونماز عید می خوانند بعد عید را به همدیگر تبریک گفته همراه امام جماعت می روند وگروه ،گروه به همه خانه  های روستا مراجعه کرده و عید را به یکدیگر تبریک می گویند.در روز عید خانم ها کمتر می توانند از خانه بیرون بروند.تبریک گفتن عید سه تا چها ر روز ادامه دارد .

 

عید قربان ا به گویش محلی عید قربان هم می گویند  وبه همین صورت عید فطر را عید کوچک یا عید رمضان هم نامگذاری می کنند .در روز عید قربان گوسفند قربانی می کنند ودر این عید باید برای هر یک از افراد خانواده حالا در هر زمانی که تمکّن مالی داشته باشند بایستی یک گوسفند قربانی کنند بعضی از افراد برای  هفت نفر یک گاو قربانی می کنند،گوشت قربانی را به سه قسمت تقسیم کرده ودو قسم ان را به همسایگان می دهند ویک قسم آن را غذایی درست کرده واز همه ی نمازگزاران مسجد دعوت می کنند تا از آن تناول کنند.

 

چیستانها به زبان محلی :

(کَربه کُتُوغِن گُشِ دَرِن)جواب :تفنگ،معنی چیستان به زبان فارسی:الاغ داخل کلبه است وگوشش بیرون است.

(آچِن که بُرزا آسِن وچِرا آفِن)جواب:قلیون معنی چیستان به زبان فارسی:آن چیست که در بالای آن آتش ودر پائین آن آب قرار دارد .

(آچِن که سُحرسُحرِن چُو آسا گَرَغ گَرغِن چُو داسا)جواب:تاج خروس،معنی آن به زبان فارسی:آن چیست که مثل آتش قرمز ومثل داس دندانه، دندانه است.

 

 

آداب ورسوم مربوط به ازدواج در بین اقوام بلوچ منطقه بیابان وطاهروئیه

«هر کس سنّت نیکوی ازدواج را به جای نیاورد از امّت من نیست»در به جا آوردن سنت حسنه ی ازدواج اکتفا به جمله گهر بار ختمی مرتبت،حضرت محمد مصطفی(ص)کافی است و با ید این امر خدا پسندانه به نحو شایسته در بین انسانهای تابع دین خدا و رسولش انجام پذیرد.

در این رهگذر توقّفی کوتاه وتوجّهی موشکافانه از جانب خوانندگان این تحقیق در مورد آداب ورسوم به جا آوردن سنّت ازدواج در بین قوم بلوچ خالی از لطف نیست.

با در نظر گرفتن تمامی خرده فرهنگهای ایران زمین درباره این امر وانجام مقایسه ای کوتاه وگذرا در مورد آن ما را به سوی این  نتیجه هدایت خواهد کرد که ضمن داشتن شباهتهایی هر چند اندک که بین آداب برگزاری مراسم ازدواج در اقصا نقاط ایران وجود دارد،تفاوتهای موجود در نزد قوم بلوچ در زمینه ازدواج نسبت به سایر اقوام ایرانی آشکارتر وبیشتر می باشد.

وامّا در پرداختن به این امر لازم است که مراجعه ای مختصر به تاریخ ازدواج در بین قوم بلوچ در گذشته داشته باشیم تا به زمان حال برسیم که هنوز هم سنن گذشتگان در بین امروزی ها رواج دارد ورخت بر نبسته است .

در دوران گذشته والدین اولین گام را در امر ازدواج فرزندانشان بر می داشتند به این ترتیب که با در نظر داشتن مکان مشخصی ،وبا انجام یک تحقیق مختصرومفید چند نفر از بزرگان وریش سفیدان قوم یا قبیله عازم محل مورد نظر برای فراهم آوردن مقدّمات کار می شدند.پس از انجام تشریفات احوا ل پرسی اولین سئوالی که ذهن همه ی حضّار را به سمت خود جلب می کرد این بود که آقای پدر عروس،آیا پسر فلان کس را به پدروفرزندی قبول دارید؟در صورت مثبت بودن جواب سئوال مراسم بلّه برون با تمام حرفهای حاشیه ای خود به پایان  می رسید ودر بین هر دو خانواده زمانی تعیین می گردید جهت مشخص نمودن مهریه عروس وبه دنبال آن تعیین زمانی مشخص جهت جاری ساختن صیغه عقد .به این ترتیب که یک روز قبل ازمراسم عقد از طرف خانواده عروس وداماد در یک زمان مراسمی به نام مراسم حنا بندان آن هم شب عقد برگزار می گردید.و روز بعد از آن کلّیه لوازمی که برای شروع یک زندگی جدید لازم است به همراه سازها وآوازهای محلی ویا حتی بدون آنها توسط خانواده داماد به همراه شخص داماد به سمت خانه عروس حمل می گردید و در همان روز خطبه عقد برای طرفین از جانب عاقد محلی خوانده می شد وبدین ترتیب صدای شروع یک زندگی مشترک به گوش همگان می رسید. رسم بر این بوده که مراسم عروسی در همان روز انجام می گرفت ولی کم کم گرایش مردم به این سمت که روز عقد وعروسی جدا از هم باشد بیشتر شد در حال حاضر هم اغلب خانواده ها از این روش پیروی می کنند .

واما اشاره ای کوتاه در مورد سازها وآواهای محلی:

سازهای بلوچی به همراه  آوازهای ورقصهای مخصوص به خود لوتی نام دارد که بنا به سلیقه افراد جهت برگزاری مراسم عروسی از گروه لوتی  دعوت به عمل آورده می شود که برای یک دو ویا حتی پنج شبانه روز با حرکات وصداهای  آلات موسیقی خود سبب سرگرمی مردم می شدند .

استفاده از شتر برای حمل داماد به سمت منزل عروس نمونه ای دیگر از حواشی روز عروسی است که از دیرباز بین مردم رواج داشته است .بر روی شتر علاوه بر داماد شخصی به نام مشاطه یا همان آرایشگر وجود دارد که مخصوص داماد بوده و در جلوی او قرار  دارد ووظیفه اش آماده نمودن داماد برای نشستن در کنا رعروس می باشد.

 پایان مراسم عروسی هم اغلب بعد از نماز مغرب می باشد که از دیرباز بر همین منوال بوده است .

واین شمّه ای بود از مراسم ازدواج در روستای طاهروئیه که از گذشته آغازش کردم وبا امروز آن را پیوندزدم و با شروع یک زندگی مشترک به پایانش بردم

 

دین ومذهب:

دین اسلام ومذهب تمام افراد روستای طاهروئیه وکلاً بومیان شهر سیریک اکثریت روستاهای اطراف مذهب تسنن(شافعی وحنفی)واختلافات مذهبی وجود ندارد وهمه در کنار هم به خوبی وصمیمیت زندگی می کنند فقط اختلافات نذرو نذورات وجود دارد زیرا بعضی ها گوسفند یا بزی را نذر می کنند آن را بر سر قبر یکی از اقوام که به قول خودشان عابد وملا بوده می کشد بعضی ها نیز کنار دریا به یاد حضرت خضر قربانی می کنند بعضی های دیگر کنار یک درخت وتوج وکهور که معروف به زیارت شهباز است قربانی های خود را می کشند.به اعتقادات آنها یک روز فردی بنام شهباز از آنجا عبور می کند وروزبعد از مسیر عبور شهباز یک توج وکهور به اندازه نیم متر می رویند.از آن به بعد آن توج وکهور به عنوان زیارت گاه بعضی از افراد قرار گرفته وکسانی نیز که بچه دار نمی شوند  ویا دچار مریضی می شوند می روند آنجا وشهباز را صدا می زنند  مقداری خاک وبرگ توج وکهور را برداشته  به خانه می آوردندوآنها را شسته وآب آن را به مریضی ویا همان شخصی که بچه دار نمی شود می دهند که به آن شربت می گویند که مثلا شفا یابد  بعضی ها نیز این کار را سر قبرها انجام می دهند وبه قول خودشان شربت شربت می چینند.با توجه به این که رفتن به قبرستان برای زنها در مذهب اهل تسنن حرام است این کار را بیشتر زنها انجام می دهند بعضی ها که به این کارها اعتقاد ندارند آن را خرافات به حساب می آورند ویک نوع شرک به خداوند واین از اختلافات نذوراتی است ویاد آوری می کنم  که مقداری از گوشت قربانی را به عنوان چَشن در کنار حرم زیارتگاه می گذارند تا جنها بخورند.

آداب،رسوم وعزاداریهای مذهبی

افراد برا ی عزاداری رفتگان خویش 3 تا 7 روز عزاداری می کنند وهمه اقوام وفامیل از روستاهای اطراف برای قرائت فاتحه می آیند وبه خواندن یک فاتحه اکتفا می کنند ولی خانم های روستا ودهات دیگر گروهی می آیند وموقعی که به منزل فرد عزادار می رسند به افراد عزادار که در اطاقی  نشسته اندخبر می دهند چند نفر آمده اند وشروع به گریه کردن می کنند بعد از گریه وزاری شروع به احوا ل پرسی می کنند وبعد  هم برایشان شربت وچای وقلیون تعارف می کنند .اکثرا بعد از ظهر برای قرائت فاتحه می آیند ولی بعضی که مسافت مسیرشان طولانی است صبح می آیندوبرای نهار می آیند، نهار هم حتما باید گوشت باشد، کلا تا هفتم مراسم ،خانه عزادار شلوغ است وشبها تا پاسی از شب  همسایه ها با افراد عزادار شب نشینی می کنند . اگر فردی در شب بمیرد بقیه همسایه ها آن شب تا صبح بر بالین او می نشینند ونمی خوابند،صبح که میت را غسل دادند راهی قبر ستان می گردند،خانم ها اجازه رفتن به قبرستان را ندارند.ولی بعضی از آنها معتقدند که رفتن خانم ها به قبرستان  حرام است وروز هفتم با آب ،گلاب وعود سر قبر مردگان خود می روندوبرای آنها فاتحه می خوانند .افراد مذهبی ومتعصب اعتقاد چندانی به گرفتن مراسم عزا ندارند .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 7:46  توسط درویش  |